جستجو
این کادر جستجو را ببندید.

دانشجوی مقطع کارشناسی عکاسی دانشگاه تهران، ورودی ۱۳۹۷

«این‌جا درخت‌ها نمی‌خوابند. آن‌ها سکوت را در آغوش می‌گیرند و نسیم را تنفس می‌کنند. مدت‌هاست که ردای نماد تمثیلی را بر تن کرده و گستره‌ی آبی پهناور شاهد انعکاس آن است. برگ‌ها خش‌خش می‌کنند تا زمانی که نور تازه‌ای زاده شود.
در شب وقتی همه به خواب فرو می‌روند، بین سایه‌ی رؤیاها راه می‌روم و به مکان‌هایی که در تیره‌رنگ‌ترین کابوس‌هایم جرئت رفتن به آن را ندارم، قدم می‌گذارم. در این میان رؤیاها تبدیل به گشت‌وگذاری در اعماق خاطرات و ترس‌ها و امیدهایم می‌شود. رؤیایی از زمان و فضای خاطره‌ای محو شده که آرزوی بازگشت به آن را دارم.
در این رؤیا دیگر سنگینی گذر زمان و تغییر مکان‌ها را نمی‌توان احساس کرد. گویی زمان و مکان دستان هم را می‌فشارند و منظره می‌شوند، منظره‌ای که فضای خالی بین ما را می‌برد به جایی که تکه‌هایی از خود را پریشان در پیرامونم می‌بینم. به آن‌ها نور می‌تابانم تا دیده شوند.»

به‌اشتراک‌‌گذاری این مطلب:

5 1 رأی
امتیازدهی به این مطلب
اشتراک در
اطلاع از
guest

0 نظرات
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده همه دیدگاه‌ها
0
خوشحال می‌شویم نظرتان را برایمان بنویسید.x