تهران، ترس، تنهایی
فریده ابطحی

دانش‌آموخته‌ی مقطع کارشناسی عکاسی دانشگاه تهران، ورودی ۱۳۹۴

«هر جا که دنیا آمده‌ای و بزرگ شده‌ای، آن‌جا شهر تو است. همان که در فرهنگ عمومی آن را وطن می نامند. وطنی که تجربه‌ی زیسته‌ی تو را شکل می‌دهد. تولد، زندگی، خنده، گریه، خانواده، عشق، جدایی، غم، افسردگی، خوشحالی و سخت‌تر از همه، تنهایی و ترس. شهر من تهران است، شهری بزرگ، پر از تناقض و تضاد و همراهی، اختلاف طبقاتی و همدردی، جنایت و بخشش، اتوبان‌های درهم‌تنیده، ترافیک پراضطراب. محله‌هایی با فرهنگ و رسوم متفاوت. چهره‌های مهاجر ناشناس. و مهم‌تر از همه محل تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها. همه‌ی این‌ها می‌تواند در کنار زیبایی‌هایش ترس‌آفرین باشد. ترس وقتی در این شهر پردلهره با تنهایی همراه می‌شود ماندگارترین حس‌ها را بر دل و جان جاری می‌کند. من در این پروژه سراغ ترس‌های کوچک و بزرگی رفته‌ام که نزدیکانم در این شهر پرماجرا تجربه کرده‌اند. این شهر که وطن است. این وطن که تن است.»